حسين مير حيدر
131
معارف گياهى ( فارسى )
و خوردن دويست گرم آن مسهل صفرا از معده و رودههاست و حرارت را فرومىنشاند . خوردن ميوهء رسيدهء ترش آن بازكنندهء گرفتگىهاى مجارى و كشندهء كرم معده و روده است ، براى سردمزاجان مضر است و بايد با سكنجبين خورده شود . ميوهء خشك آن خيلى قابض است و آرد آن را كه از ساييدن كنار رسيدهء بدون هسته حاصل مىشود با كمى آب مخلوط كرده و با انواع شربتهاى مناسب مىخورند . سرخكرده و بودادهء ميوهء كنار خيلى قابض است و براى اسهال و زخم رودهها و تبهاى گرم مناسب است . خوردن شيرهء مغز هستهء آن تبهاى گرم خونى و صفراوى را رفع مىكند و براى آبله ، سرخجه و سرخك نافع است و عطش را تسكين مىدهد . دانهء پختهء آن قابض است و ضماد كوبيدهء آن براى شكستگى اعضا و تقويت آنها مفيد است . اگر دانهء پختهء آن را تا حدى كه غليظ شود بپزند و به اعضاى بدن بچهها بمالند براى رفع سستى اعضا و سرعت حركت آنها نافع است . برگ كنار را سدر نامند . ضماد برگ كنار و شستن بدن در حمام با برگ آن براى زخمها و پاك كردن چرك بدن و تقويت موى سر و جلوگيرى از ريزش مو و تقويت اعصاب نافع است . ضماد برگ آن با شراب براى تحليل ورمهاى گرم و همچنين ضماد برگ بتنهايى نيز براى نرم كردن و تحليل ورمهاى گرم مفيد است . چوب كنار سردتر و خشكتر از برگ آن است و براى جلوگيرى از خونريزى و زخم رودهها و اسهالى كه از ضعف معده ناشى شده باشد ، مفيد است و تنقيه با جوشاندهء چوب آن براى جراحت رودهها و گرد چوب آن براى زخمهاى گرم مانند زخم آبله مفيد است . مقدار خوراك آن تا 30 گرم است . خوردن آب جوشانده و پختهء ريشهء آن بسيار مغذى و مفيد است . براى اين كار در حدود 200 گرم ريشهء آن را بيرون آورده تميز كرده و پوست آن را خراش مىدهند و در آب ريخته جوش مىآورند تا عصارهء ريشه بيرون آيد و آب كاملا سرخرنگ شود ، سپس آن را صاف نموده مىخورند . براى چاق شدن بدن و درخشانى رنگ چهره نافع و بسيار مقوى است و از صمغ درخت نيز براى رفع پوستهپوسته شدن سر و خارش آن با ماليدن پختهء آن استفاده مىشود . سابقا در ايران مرسوم بوده است پوست شاخههاى درخت كنار را خشك كرده ، ساييده با نام آرد كنار در بازار عرضه مىكردند . از اين آرد كنار مانند مازو ( Noix de galle ) در دباغى استفاده مىشده است [ شليمر ] .